خرید بک لینک

به خونه زنگ زدم داداشم برداشته ميگم بابا هست ؟ ميگه : آره کاريش داري ؟
پَ نَ پَ ميخواستم ببينم حاضره ، جلو اسمش تيک بزنم !

برچسب: نویسنده: mohammad reza تاريخ: جمعه 22 دی 1391 ساعت: 18:01

شکمم درد میکرد دستم و گذاشته بودم رو شکمم بعد دوستم میگه شکمت درد میکنه ؟
گفتم : په نه په رود کوچیک رو بزرگم دعواشون شده دارم میگردم پیداشون کنم اشتی شون بدم.

برچسب: نویسنده: mohammad reza تاريخ: جمعه 22 دی 1391 ساعت: 17:54

یه روز چند نفر تو چمنزار نشسته بودن بعد یکی میات بهشون میگه که شما اومدید این جا تفریح . بعد اونا گفتن پ ن پ اومدیم به صورت گله ای بچریم.

برچسب: نویسنده: mohammad reza تاريخ: دوشنبه 18 دی 1391 ساعت: 2:20

سلام خوبي؟ پ ن پ تو كما ام دكترا ازم قطع اميد كردن برام دعا كن!

برچسب: نویسنده: mohammad reza تاريخ: شنبه 16 دی 1391 ساعت: 21:36

تو خیابون کفتر رو سر دوستم طرح زد! بعد دست میکشه سرش میگه ااااااااه کفتر بود ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ پری دریایی بود بوس فرستاد!

برچسب: نویسنده: mohammad reza تاريخ: شنبه 16 دی 1391 ساعت: 21:35

پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟
میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.
میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !

برچسب: نویسنده: mohammad reza تاريخ: شنبه 16 دی 1391 ساعت: 21:34

دارن گوسفندرو قربوني ميکنن … يه آفتابه آوردن که بش آب بدن اومده ميگه ميخوان با آفتابه بش آب بدن؟ پـَـــ نــه پـَـــ آفتابه آوردن ببرنش دستشويي استرسش از بين بره !

برچسب: نویسنده: mohammad reza تاريخ: جمعه 15 دی 1391 ساعت: 16:15

تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه

برچسب: نویسنده: mohammad reza تاريخ: شنبه 16 دی 1391 ساعت: 21:37

رفتم آزمايش ادرار.
يارو ميگه ادراره؟
ميگم:پـــ نه پـــــ سکنجبينِ برو کاهو بيار بزنيم توش بخوريم!

برچسب: نویسنده: mohammad reza تاريخ: سه شنبه 12 دی 1391 ساعت: 22:54

رفتم خونه ديدم ماهي از تنگ افتاده بيرون

داداشم ميگه يعني مرده؟

ميگم پـَـَـ نَ پـَـَــ دوگانه سوزش کردم وقتي آب نيست با هوا کار ميکنه!

برچسب: نویسنده: mohammad reza تاريخ: سه شنبه 12 دی 1391 ساعت: 22:42

تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنيا اومده به دستيار ميگم چاقو رو بده

ميگه ميخواي بند نافو ببري؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ ميخوام رقص چاقو کنم

از مامان بچه شاباش بگيرم!!

برچسب: نویسنده: mohammad reza تاريخ: سه شنبه 12 دی 1391 ساعت: 22:39


* لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!!
پـــ نه پـــ ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده.

                             

برچسب: نویسنده: mohammad reza تاريخ: سه شنبه 12 دی 1391 ساعت: 22:32

صفحه بندی